جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2014
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
اين خود دليلى است بر اينكه انسانها به طور ناخودآگاه و فطرى در بيان حقايق اساسى با يكديگر تلاقى مىكنند . زبان فرانسه ، به جاى « تعبير » كلمهء « اكسپريسيون » را بهكار برده است . اين كلمه ، از « اكس » لاتينى ، به معناى خارج ذات و خارج شىء و « پريسيون » به معناى فشردن يا فشار تركيب شده است . بنابراين معناى اين كلمهء مركب ، فشردن چيزى است ، براى اينكه مواد آن به خارج ريخته شود و معناى اصطلاحى و عرفى آن انتقال حالات درونى به خارج ، يعنى وجدانهاى ديگران است . اين حالات وجدانى و روانى از لحاظ قوت ، در مقابل نيازهاى جسمانى قرار دارند كه از همه آنها نيرومندتر ، عشق و محبت است كه انسان را به اتحاد با غير و از همين راه به اتحاد با نوع بشر وامىدارد . حالات وجدانى ديگر ابعاد و رنگهاى ديگر همين عشق هستند و از اين ريشهء مستقيم يا غيرمستقيم مايه مىگيرند . بدينگونه همهء نيازمنديهاى مادى و معنوى انسان و كليه نيازهايى كه شرايط هستى و زندگى براى او فراهم مىكنند ، در دو كلمه خلاصه مىشود : « گوته » شاعر بزرگ جهان و قلهء كامل انديشه بشرى ، تمام نيازمنديها را در « گرسنگى و عشق » خلاصه كرده است . هر دو حالت « گرسنگى و عشق » باعث نياز انسان به ديگران مىشود . اين ويژگيهاى اساسى كه انسان را در مفهوم وجودش از ديگر موجودات متمايز مىكند و همهء وجوه بشريت ، در هر مكان و در هر زمان در آن ويژگى شريكاند ، « انسانيت » ناميده مىشود ، يعنى اگر مجموعه صفات و امتيازات طبيعى انسان را كه تمامى مردم در آن شريكاند در نظر بگيريم و عاطفه ، احسان و محبت و دوستى را هم